فرم مستند:واقعيتهاي شخصي و اجتماعي (بخش سوم)

اگرچه "پرلورنتس" طرفدار جناح چپ نبود ولی یکی از چهره های برجسته فیلم ساز غیرداستانی در آمریکا بود؛ که دو فیلم مهم به سبک "نایکینو" ساخت و گروهی حرفه‌ای را استخدام کرد. این فیلم‌ها با عنوان‌های the plow that Broke the plains (1936) و The River (1937) از سوی دولت مورد حمایت مالی قرار گرفتند و رویای آمریکایی را در مقابل کم اهمیت کردن واقعیات فرضی اجتماع رواج می‌دادند.

ادامه نوشته

فرم مستند: واقعیت‌های شخصی و اجتماعی (بخش دوم)

 

از سفرنامه تا تألیف مستند:

فیلم غیر داستانی در آمریکا در ابتدا به صورت سفرنامه (اصطلاحی که توسط برتون هلمز ابداع شد) پایه گذاری شد و گسترش یافت. این فیلم‌ها در سرزمین‌های خارجی فیلمبرداری می‌شد و به مخاطبان برای معرفی فرهنگ و مکان‌های نامتعارف همراه با سخنرانی و نمایش‌های فرعی نمایش داده می‌شدند.

 

ادامه نوشته

فرم مستند: واقعیت‌های شخصی و اجتماعی (بخش اول)

 

در سال‌های اخیر شاهد ظهور مجدد مستند در میان اقلیت‌های فرهنگی هستیم. آن‌ها از دلالت‌های ذهنی مبتنی بر سنت‌های متعصبانه واقعیات و روزمرگی‌ها، به سمت شناختی در خور توجه از نقش مستند به عنوان یک الگوی سینمایی و تلویزیونی حرکت کردند، که توانسته است فرمی سرگرم کننده و تحریک کننده باشد و بر روی احساسات مخاطبان تأثیر بگذارد. مستند اغلب به معنای ضبط واقعیت خام و دست نخورده‌ی رویدادهای واقعی است اما از آنجایی که تولید یک مستند مستلزم استفاده از مواد اولیه است، به همین دلیل تولید یک مستند که ذاتاً مستند باشد، امری نادر است.

 

نویسنده :پال ولس

 

ترجمه :زهرا سخی

 

فرم مستند: واقعیت‌های شخصی و اجتماعی

 

ادامه نوشته

قابلیت‌های سینمای مستند: مصاحبه با دکتر احمد ضابطی جهرمی

 

فیلم مستند نسبت به دیگر گونه‌های فیلم از ظرفیت بالای پژوهشی برای توسعه‌ی دامنه‌ی شناخت برخوردار است و حیطه‌های شناختی مستند، برای آگاهی درباره‌ی خودمان و جهان اطرافمان نسبت به دیگر گونه‌های فیلم برتری دارد. قابلیت دیگر مستند واقع گرا بودن آن است. ما در عرصه‌ی زیبایی‌شناختی‌های هنری سلیقه‌های متفاوتی داریم که علاقه‌ی شخصی من به هنر واقع‌گرا، من را به سمت فیلم مستند کشاند چون در آن از حقایق و واقعیت‌های زندگی صحبت می‌شود تا خیال و خیال پروری؛ از سوی دیگر فرم قوی زیبایی شناختی مستند، عرصه‌ی فعالیت در زمینه‌ی ابداع و خلاقیت در فرم بسیار گسترده می‌کند و در فیلم مستند به خلاقیت‌های تدوین که در دل ابداع فرم متمرکز است و از اصلی‌ترین و عمده‌ترین منابع خلاقیت در سینما و تلویزیون است؛ بسیار بها داده می‌شود.

 

 

ادامه نوشته

نشانه شناسی در سینما

سینما در جهان امروز، به عنوان متنی فراگیر و گسترده و رسانه ای برای انتقال معانی و دلالت‌هایی است، که رمزگذار در اثر سینمایی، آن‌را برای مخاطب خود قرارداده است. تجزیه و تحلیل محصولات این رسانه، به‌دلیل استقبال مخاطبان آن برای محققان حوزه‌های مختلف علوم انسانی لازم و ضروری است. از ابتدای پیدایش سینما، سالیان متوالی تنها روش تحلیل این متون رسانه‌ای، نگاه زیبایی شناسانه به فیلم‌های سینمایی بوده است. اما امروزه روش مطالعه‌ی سینما محدود به این روش نمی‌شود.

 

ادامه نوشته

جنبش امپرسیونیستی فرانسه

 

بین سالهای 1918 و 1923 نسل جدیدی از فیلمسازان در پی این بودند که سینما را به عنوان هنر بکاوند . این کارگردانها فیلمسازی در فرانسه را سنگین و کسالت آور میدانستند و فیلمهای سرزنده هالیودی را که در طول جنگ به فرانسه سرازیر شده بودند ترجیح می دادند . در فیلمهای آنها شیفتگی زیبایی بصری و علاقه به کندوکاو روانشناختی مشهود است.

 

ادامه نوشته

صدا در سینما

 

سينما تا سال 1927 صامت بود . در سال1927 سينماي ناطق پا به عرصه گذاشت . البته تلاش براي ناطق كردن سينما از سالها قبل آغاز شده بود ، استفاده از موسيقي در هنگام پخش فيلم يا صحبت كردن همزمان بازيگران در هنگام پخش فيلم و ... همگي تلاشهايي براي بوجود آوردن صدا بود . در سال 1926 شركت وارنر بروس ( برادران وارنر ) ، با همكاري وسترن الكتريك شركت ويتافون را تاسيسس كردند . ويتافون به منظور يافتن راههايي براي ناطق كردن سينما تلاش خود را شروع كرده بود . فيلم دون ژوان اولين نتيجه آنها بود . در اين فيلم اركسترفيلارمونيك نيويورك ، موسيقي فيلم را اجرا مي كرد ولي مشكلات متعدد درهنگام پخش موجب شد تا فيلم با استقبال روبرو نشود . اما برادران وارنر ( با وجود خطر ورشكستگي ) دست از تلاش برنداشته و بالاخره در سال 1927 فيلم خواننده جاز را بر روي پرده بردند . صداي اين فيلم به موسيقي و چند گفتگو محدود بود اما شنيدن صداي حرف زدن ال جانسون ( بازيگر - خواننده روس ) تماشاگران را به شدت به هيجان آورد و بدين ترتيب عصر سينماي ناطق آغاز شد . صدا ، سينما را به طور كلي متحول كرد اما حركت دوربين را كه در اواخر سينماي صامت آز آزادي زيادي برخوردار بود را ، به شدت محدود كرد .اين محدوديت ، كم تحركي و رفتار فيزيكي بازيگران را كه بايد براي اداي ديالوگ ها از ميكروفني به طرف ميكروفن ديگر مي رفتند شدت بخشيد . بعدا با اختراع ميكروفون هاي كوچكتر بازيگران آزادي عمل بيشتري يافتند . با اضافه شدن صدا به سينما اتفاقات متعددي رخ داد كه به بعضي از آنها اشاره اي ميكنم .
- با ورود صدا به سينما دوران فيلم هاي بين المللي به پايان رسيد . نخست فيلم ها براي فروش در بازار جهاني به چند زبان تهيه مي شدند . بعد براي حل اين مشكل از زير نويس يا دوبله استفاده شد .
- با ورود صدا به سينما ، بسياري از بازيگران مجبور به كناره گيري از سينما شدند . ( به علت نداشتن صداي مناسب ) .
- با ورود صدا به سينما ، موجي از كارگردانان تاتر به سينما پيوستند . آنها كارگردانهاي سينما را كه با استفاده از صدا و گفتگو در فيلم بيگانه بودند را در زمينه چگونگي استفاده از عامل صدا ، هدايت و راهنمايي مي كردند .

در دها 50 ( با پيشرفت هايي كه در زمينه ضبط صدا روي داد ) روي صدابرداري سينما هم تاثير گذاشت و صداي فيلم ها با كيفيت بهتري ضبط و پخش مي شد . در اين دهه مورد توجه ترين شيوه پخش صداي فيلم ، استريو فونيك بود .
در دهه 70 شيوه پخش صداي استريو فونيك كامل تر و ارزان تر شد و بالاخره در دهه 90 ، سينما استفاده از صدابرداري ديجيتال را آغاز كرد . اين شيوه تا امروز بهترين روش پخش صداي فيلم است .

صدا در فيلم علاوه بر شنيدن ، بايد اثر رواني هم توليد كند . بطور نمونه در خيلي فيلم ها ديده ايد كه يك افكت حتي چند ثانيه اي ، اثري مانند ايجاد دلهره يا خنده يا هر چيز ديگري مي تواند توليد كند . كلا به مجموعه اثرات صوتي ، صدا مي گويند .

بافت صوتي يك فيلم شامل 3 بخش است :
1 - ديالوگ يا گفتگوي بازيگران
2 - صداهاي زمينه مانند صداي خيابان كه به آن هام يا آمبيانس هم مي گويند
3 - موسيقي
و البته افكت ها ، كه گروهي آنرا جزو بافت مي دانند و گروهي نمي دانند . شما ترجيحا بعنوان چهارمين بخش در نظر بگيريد .

و اما از ديد تكنيكي يا بهتر بگويم سه عاملي كه يك صدابردار بايد در نظر بگيرد :
1 - جنس صدا
2 - تداوم صدا
3 - پرسپكتيو صدا

 

و اما ديالوگ ها ، صداهاي زمينه و موسيقي بايد 3 چيز را برساند :
1 - موقعيت را معرفي كند ، مانند اين ديالوگ ، اين انبار خيلي .... مي بينيد كه به راحتي ما ميتوانيم متوجه شويم كه كاراكتر دريك انبار است . يا صداي آب دريا ما را متوجه كنار دريا بودن مي كند حتي اگر دريا را نبينيم .
2 - تاثيرات رواني ايجاد كند ، مانند اين ديالوگ ، اون يك عمر به من دروغ گفت و ... خب احتياجي به توضيح نيست ، حتما خودتان فهميديد كه منظورم چي بود .
3 - مفهوم و معني داشته باشد . گاها در سينما يا بيشتر در سريالهاي تلويزيوني ديديد كه حرفها هيچ معني و مفهومي ندارند كه اين اشكال محسوب م شود . در فيلمهاي تجاري هاليوودي به شدت اين مورد ديده مي شود .

كلا صدا در فيلم به سه بخش تقسيم ميشود :
صدابرداري
صدا گذاري
ميكس