کردها در انگاره ی صدا و سیما

کردها در انگاره ی صدا و سیما

امشب ناخواسته پای شبکه سه میخکوب شدم، ابتدا از اینکه در جمعی قرار گرفته ام که مجبور به همراهی انها در نگاه کردن آنچه که نه انتظارش را داشته ام و نه تمایلی به آن داشتم، ناراحت بودم و از صدای زیاد تلویزیون اعصابم به هم ریخته بود. اما کم کم از روی کنجکاوی با جمع همراه شدم ، با زیر نویس شدن زمان تکرار فیلم متوجه شدم که مجموعه تلویزیونی ستایش در حال پخش است. قبلا  یکی دو بار تبلیغ این سریال رو، قبل از پخش مسابقات فوتبال دیده بودم، از آنجا که هنگام پخش تبلیغ این سریال افرادی با لباس و فرهنگ کردی نشان داده می شدند برایم جالب بود که حداقل این قسمت از این فیلم را نگاه بکنم، همزمان با نگاه کردن فیلم  از طرفداران دو آتیشه آن نیز پرس و جو میکردم و بالاخره چیزایی از سیر ظاهری فیلم (آنچیزی که درک عوامانه از فیلم می توان نامید) دستم امد.

از آنجا که از اول این سریال را دنبال نکرده و در آینده نیز دنبال نخواهم کرد، به محتوا و پیام نهایی فیلم کاری ندارم و تنها به یکی از محتواهای فرعی که در حاشیه محتوای اصلی فیلم نشان داده شده است اشاره ی مختصری میکنم و آن چیزی نیست جزء نشان دادن تصویری از  مرد و زن کرد و در کل فرهنگ مردم کردستان.

یکی از این افراد کاک مراد است، کاک مراد مرد کردی است با دستمال بزرگی بر سر، سبیلهای ترسناک ، لهجه ی مضحک( که بیشتر بیننده را به خنده وا می دارد تا تامل) کسی که یا در کنار بز نشان داده میشود یا در کنار اسب، مردی که در خاطراتش و زندگیش حتی در زمان عاشق شدن، تفنگ( به قول مراد بورنو) همیشه وجود دارد و...تصویر و به عبارت دیگر انگاره نویسنده و کارگردان از مرد کرد است.

البته تنها مراد نیست که در این فیلم به شکل ترسناکی نشان داده می شوند چرا که سایر کردها حال و روز بهتری از مراد ندارند به عنوان مثال زن و دختر مراد بیشتر به جن می مانند تا انسان!! فراموش نکنیم که این فیلم به اجداداولیه کردها نمی پردازد بلکه زمان فیلم مربوط به  اوسط دهه ی 1360می باشد....

حال با علم به  اینکه تمام دیالوگها، صحنه سازی ها، گریم ها ، زاویه ی دوربین وبه عبارت دیگر تمام ریزه کاری های هر فیلمی به صورت حساب شده و سنجیده انتخاب می شود و نمی تواند از روی سهل انگاری باشد، باید دید چرا انگاره ی همیشگی ای  و ثابتی که از کرد وجود دارد و با هزار و یک دلیل می توان بر پوچ بودن و غیر واقعی بودن آن مهر تایید زد و... باز در یک فیلم دیگر از سوی صدا و سیما تکرار می شود؟؟ البته هدف ما انکار واقعیت های واقعا موجود نیست، هیچ کرد شیر حلال خورده ای نیست که لباس و زبان و فرهنگ خود را نشناسد و با آنها زندگی نکرده باشد، پس نشان دادن یک مرد یا زن کرد در لباس کردی به خودی خود اشکالی ندارد، بلکه شیوه ی نشان دادن آن است که محل اشکال است. به عنوان مثال اغلب مردان کرد را در لباسی نشان می دهند که از لحاظ رنگ  آمیزی و شیوه ی پوشیدن بیشتر دلقک های سیرک را تداعی می کند تا یک انسان را، به عنوان مثال سبیل های پر پشت دراز، شلوار مشکی و پیراهن (کوا) آبی با شال رنگی برکمر و دستمال بزرگی بر سر و تفنگی بر دوش و سوار بر اسب و... تیپ ظاهری مرد کردی است که مدت هاست هم در سریال ها و هم در فیلم های سینمایی نشان داده می شود.

زن کرد نیز در این فیلم ها وضع بدتر از مردان ندارد ظاهرش همان چیزی است که خود میدانید، یک انسانی که دورو برش را چند تا بچه ی قد و نیم قد فرا گرفته اند و بعضا با موهای ژولیده در کنار بز و گوسفند یا در کنار مشک و قابلمه ای سیاهی  بر روی آتش و... تیپ متداول زنان و دختران کرد در صدا و سیمای ایران است!

قطعا هیچ قوم و ملتی نیست که عاری از خطا و اشتباه و حتی نقاط تاریکی در تاریخ خود باشد و این به قول هابز ناشی از طبیعت و سرشت انسان است، به عبارت دیگر خوب و بد ، زشتی و زیبائی، سیاه و سفید و...به قول افلاطون در جامعه همیشه وجود داشته و دارد، مهم این است که ما بتوانیم واقعیت ها را قبول بکنیم و علم به نقاط ضعف و قوت خود در صدد زندگی همراه با احترام با دیگر قوم ها وملتها باشیم. مهم این است که چشم ها را جوری بشوئیم که تنها نیمه خالی لیوان را نبینیم و گاه گاهی نیمه پر آن را نیز ببینیم.

به هر تقدیر متاسفان آنچیزی که از سوی صدا وسیما در فیلم ها یش نشان داده می شود اکثرا مسخ واقعیت و تحقیر قوم های غیر فارس و برتری دادن فرهنگ و هویت و  فارسی است و این هم با ذات اسلام و هم با ذات قانون اساسی مغایرت دارد.

مهم تحقیر دیگران و خود برتر دانستن نیست مهم آن است با دیگران با احترام رفتار کنیم.چرا که هیچ حقیقت ثابتب وجود ندارد و همه چیز نسبی و در حال تغییر است. یگ مثال که دلیل محکمی بر صحت این ادعاست، ( حداقل برای من ) حرف های کاظم دانشجوی افغانی در دانشگاه تربیت معلم است که در واکنش به تمسخر لهجه وزبان آنها توسط  ایرانی ها ُ میگفت طبیعی است چرا که من هم در کابل برای خنداندن دوستانم سعی میکنم با لهجه تهرانی حرف بزنم!!

غریب سجادی

آثار راه­يافته به بخش مسابقه هفتمين جشنواره فيلم ژيار کردستان مشخص شدند


آثار راه­يافته به بخش­های مختلف هفتگانه مسابقه هفتمين دوره جشنواره فيلم «ژيار» استان کردستان مشخص شدند.

به گزارش روابط عمومي انجمن سينماي جوانان ايران ـ دفتر سنندج، هيئت انتخاب هفتمين دوره جشنواره فيلم و عکس استان کردستان با عنوان «ژيار»، که شامل؛ «فرهاد مسکوک» کارشناس سينما ـ گرايش تصويربرداري، «عابدين علي ويسي» کارشناس سينما ـ گرايش کارگرداني و «بختيار لحيمي» فيلمنامه­ نويس و مدرس انجمن سينماي جوان بودند، بعد از ديدن و ارزيابي فيلم­های ارسالی به دفتر جشنواره، آثار راه­يافته به بخش مسابقه جشنواره فيلم «ژيار» را مشخص نمودند.

فيلم­های راه­يافته به بخش­های مختلف مسابقه هفتمين دوره جشنواره فيلم «ژيار» عباهر بیجار برگزار خواهد شد.


عبارتند از:

بخش داستاني:
«کوچه­هاي کاهگلي» ساخته فرامرز هادي، «اردک من» ساخته زانيار طهماسبي، «وصال» ساخته حميد رضا گوهری، «پرچين کال» ساخته مهدي خليلي، «وزش يک باد پاييزي» ساخته سياوش محمدي، «آنها هيچکس را دوست ندارند» ساخته جلال ساعد پناه، «صداي سکوت» ساخته عدنان زندي، «راهي ديگر» ساخته ناصر نيکبخت، «چيدن سپيده دم» ساخته تيمور قادري، «ديدار» ساخته فريده نادري، «غروب حلزون» ساخته آزاد محمدي، «طعم نبات» ساخته فرشيد عبدي، «4441امين روز زندگي» ساخته نظير ميرزايي و «سهم ما» ساخته سرکوت محمدي.

ـ بخش پويانمايي:

«سربالايي» ساخته وريا نيک منش، «به رنگ خون» ساخته پيام نوري، «ايرانيان» ساخته رضا احمدياري، «سقوط» ساخته مشترک سيد محمد سجادي و محمد حيدري، «قلم» ساخته ليلا پرگار و «بارانهاي رنگي» ساخته ماشاالله محمدي.

ـ بخش مستند:

«جنايت در سکوت» ساخته بهروز نوراني پور، «مسجد دارالحسان» ساخته برهان احمدي، «ترمينال هوايي مريوان» ساخته فريد نيکخواه، «سنجرخان» ساخته سيد صلاح الدين رحيمي، «کلاس تشکيل مي­شود» ساخته جلال نصيري، «آژير سفيد» ساخته حميد قوامي و «دلدادگان» ساخته سيد رضا فاتحي.

ـ بخش تجربي:

«لحظه سکوت سايه­ها» ساخته عثمان محمدي، «لبخند شکسته» ساخته هيوا امين نژاد، و «مهلت» ساخته

شعيب مکتبداري.

ـ بخش اصلاح الگوي مصرف:

«قاچاق در کردستان» ساخته اميد غريبي، «پاچال» ساخته پرويز رستمي و «زمين فوتبال» ساخته جلال نصيري.

ـ بخش محيط زيست:

«داخل ذهن» ساخته کاوه ذکريايي و «سکوت برکه­ها» ساخته فاطمه دستمرد.

ـ بخش فيلم اولي­ها:

«خودبيني» ساخته سليمي نراني، «سيگار» ساخته شهاب حکيمي، «توپ» ساخته فردين اخدر، «باور» ساخته بهزاد عبداللهي، «نماز و نيايش» ساخته پيام عنايتي، «بغض» ساخته پاکوزند سليمي، «زير سايه يک خانه» ساخته انور مدکي و «در انتهاي جاده» ساخته هادي احمدي.

هفتمين دوره جشنواره فيلم و عکس «ژيار»، به همت انجمن سينماي جوانان ايران دفتر سنندج، و با حمايت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان کردستان و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي بيجار و با همکاري سازمان حفاظت محيط زيست اين استان در سه بخش آزاد، ويژه و جنبي در روزهاي 30 فروردين الي 1 ارديبهشت ماه سال جاری در مجتمع فرهنگي ـ هنري بيجار برگزار مي­شود.

 مديريت روابط عمومي انجمن سينماي جوانان ايران ـ دفتر سنندج.

گفتگوی کردپرس با جمیل رستمی: از «شیوه ­نی به ­فر» تا «ژانی گه­ ل

«برگرفته از وبلاگ انجمن سینمای جوان دفتر سنندج»

جمیل رستمی متولد اردیبهشت ماه سال 1350 سنندج است، وی فارغ‌التحصیل مهندسی شیمی از دانشگاه صنعتی شریف است و فعالیتهای سینمایی خود را از سن 16 سالگی و از سال 66 شروع کرده است. وی ابتدا با سمت تکنسین فنی شروع به کار کرد و بعد به عنوان برنامه‌ریز و فعال در بخشهای فیلمبرداری و کارگردانی به ادامه فعالیت سینمایی پرداخت. جمیل رستمی همچنین چند دوره عضو شورای مرکزی کانون برنامه‌ریزان و دستیار کارگردانان سینمای ایران بوده است و به عنوان برنامه‌ریز و عنصر فعال در گروه‌های فیلمبرداری و دستیار کارگردانی، فعالیتهای چشمگیری در سینمای ایران داشته است. وی با ساخت فیلم کوتاه «دردسر پسر بودن» چهره‌ای متفاوت از خود در سینما به نمایش گذاشت و در سال 1381 نیز اولین فیلم بلند خود به نام «مرثیه برف» (شیوه‌نی به‌فر) را کارگردانی کرد، در سال 1385 هم فیلم بلند دیگر خود «ژانی گه‌ل» (درد ملت) را ساخت. فیلم «چشم» ساخته شده در سال 89 نیز از دیگر آثار بلند این کارگردان کُرد ایرانی است.فیلمهای جمیل رستمی به بسیاری از جشنوارهها و فستیوال‌های معتبر جهانی راه یافت و جوایز متعدد بین‌المللی را به خود اختصاص داده است. جایزه صلح جشنواره فیلم «کلمباین» جایزه بهترین فیلمساز جشنواره بوستون، جایزه بهترین فیلم از جشنواره پلاک روتاری ایتالیا و ده‌ها جایزه دیگر از جشنواره‌های معتبر بین‌المللی و حضور در دو دوره اسکار در سالهای 2006 و 2008 به ترتیب با فیلمهای «مرثیه برف» و «ژانی‏‎گه‎ل» از جمله افتخارات اوست. آنچه می‎خوانید حاصل گفتگوی خبرنگار ما با این هنرمند و سینماگر جوان کُرد است:

از جمیل رستمی در مورد ساخت فیلم «ژانی گه‌ل» پرسیدیم و اینکه چطور شد ساخت این فیلم به ذهنش خطور کرد و اصلاً چرا «ژانی گه‌ل»؟
رستمی در این باره گفت: از اولین فیلم بلندم «مرثیه برف» که، با تهیه‌کنندگی 40 درصدی عراق و 60 درصدی ایران، ساخته شده بود، استقبال خوبی به عمل آمد. همچنین اطلاع یافتم در مورد «انفال»قرار است فیلمی ساخته شود که 3 سینماگر اروپایی تهیه‏کنندگی آن را قبول کرده بودند. به این دلیل برای تحقیقات و بررسی نحوه ساخت فیلمی که در این خصوص در ذهن داشتم به سلیمانیه عراق رفتم و ذهنیت من در ساخت فیلم جدیدم موضوع «انفال» بود. در همین رابطه در دفتر کار استاد مظهرخالقی، ساخت فیلم «ژانی گه‌ل» بدون آمادگی قبلی، به من پیشنهاد شد و من گفتم: در مورد انفال و جنایات حزب بعث و صدام در کشتار مردم کردستان عراق قصد دارم تا فیلمی بسازم گفتند: رُمان «ژانی گه‌ل» نوشته ابراهیم احمد، طرحی است که تو می‎خواهی. دفاعیات آنها در این رابطه قوی و مفید بود، ازاین رو با توجه به دعوت خانواده نویسنده رمان، ساخت فیلم را قبول کردم. البته ابتدا خواستم به عنوان یک مشاور با آنان همکاری کنم، اما بعدها ساخت فیلم را به خودم واگذار کردند و چون دیدم امکانات و وسایل و آنچه که برای ساخت فیلم لازم است در منطقه وجود دارد، ساخت فیلم را بر عهده گرفتم و با شیوه‌ای که در فیلم وجود دارد، تصاویر و اسنادی از وضعیت کردستان عراق ارائه شد البته از رمان«ژانی گه‌ل» نوشته ابراهیم احمد 90 درصد محتوای آن به فیلم تبدیل شد و از آنچه که ذهنیت خودم در رابطه با داستان فیلم بود 60 درصد ارائه شد.
رستمی با بیان اینکه ساخت این فیلم زمینه‌ای شد تا جهت پرداختن به امر مهم فیلمسازی، شرکتی تاسیس کنم گفت: شرکت «سولی فیلم» با داشتن امکانات، تجهیزات و ابزارهای اولیه فیلمسازی، کانونی برای تولیدات حرفه‌ای و پرداختن به ساخت فیلمهای سینمایی به صورت حرفه‌ای است.
وی افزود: شرکت یاد شده برای ارائه پروژه‌هایی از طرف فیلمسازان و تهیه‌کنندگان تاسیس شده است و قرار نیست که جمیل رستمی هر ساله فیلم بسازد.
کارگردان فیلم «ژانی گه‌ل» خاطرنشان کرد: در این فیلم از هیچ حزب و دسته و گروه و فردی جانبداری نشده و هیچ خشونت و جنگی هم وجود ندارد و فیلمی‌ بدون شعار و کاملاً انسانی است.
از رستمی می‎پرسم: با توجه به موفقیت شما در طرحهای قبلی، ذهنیت شما برای ساختن فیلمی در مورد انفال چیست و طرح مربوط به این فیلم به کجا رسید؟ وی اظهار داشت: این طرح و ذهنیت هنوز وجود دارد، چرا که انفال رویدادی بسیار بزرگ است، کارهای اولیه ساخت فیلم را انجام دادم، اما طی دو سه سال گذشته، شرایط ساخت آن برایم میسر نشد، اما ایده ساخت فیلم در مورد انفال هنوز وجود دارد و شاید اگر شرایط مهیا باشد، این فیلم را احتمالاً به زبان انگلیسی بسازم.
از وی خواستم، در مورد اولین اثرش بگوید و آیا این فیلم (مرثیه برف) که با استقبال خوبی هم مواجه شد، توانسته است، جمیل رستمی را برای ادامه راضی کند؟ در جواب گفت: من در خانواده‌ای بزرگ شده‎ام که پدر خانواده نظامی بود. پدر و مادرم به من سخت می‌گرفتند و بر این اساس، اخلاقاً آدم جدی و محکمی بار آمدم. بنابراین اگر از این فیلم و یا دیگر آثارم استقبالی هم نمی‌شد، نه تنها ناامید نمی‌شدم بلکه برای ادامه کار مصمم‌تر هم می‌گشتم. البته همیشه برای هنرمندان کم وکاستیهایی در حین کار پیش می‎آید، یادم می‌آید طی مدت اکران فیلم در سنندج شاهد وقایع جالبی بودم، روز چهارشنبه اکران فیلم مرثیه برف در سنندج به پایان رسید، تازه آنوقت در روز جمعه، یعنی دو روز بعد در میدان آزادی این شهر، بیلبورد تبلیغاتی برای اکران فیلم نصب می‌شد! این نوع نگاه و برخورد با صنعت و هنر سینما و هنرمندان جز کم‎لطفی چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟ البته بخش عظیمی از این نوع اتفاقات، به تهیه‌کننده برمی‌گردد، که نسبت به اکران فیلمش کم‌توجهی می‌کند و از طرفی هم، فیلم در آن شرایط مالک ندارد، و در آن زمان بنده در اروپا بودم، اما این نوع برخوردها با من و فیلمهایم، نه من را مأیوس کرد و نه از ادامه کار دلسرد؛ از فیلم راضی بودم، اما از خودم نه.
از وی در مورد حضور فیلم مرثیه برف در جشنواره اسکار پرسیدم و اینکه چرا فیلم کارگردان ایرانی به نام کشور عراق در اسکار شرکت داده شد؟ رستمی گفت: دوست داشتم فیلمم به نام ایران در اسکار شرکت داده شود، اما طبق قوانین جشنواره، هر کشوری می‌تواند فقط یک فیلم غیر انگلیسی به جشنواره ارائه کند و ایران هم هر ساله یک فیلم را که طی مدت دو هفته به زبان فارسی اکران شده باشد، به اسکار معرفی می‌کند. بنابراین چون مرثیه برف در ایران اکران نشده بود، شرایط حضور فیلم در اسکار را نداشت. چون براساس قوانین اسکار، باید فیلمی که در بخش فیلم‌های خارجی جشنواره حضور پیدا می‏کند، به زبان رسمی یا زبان دوم آن کشور ساخته شده باشد، و چون بعد از سقوط صدام، براساس آمار جمعیت و فاکتورهای مشخص، زبان دوم کشور عراق، کردی اعلام شد، از سویی، فیلم هم در عراق به اکران درآمده بود، فیلم من شرایط آسانی برای راه‎یابی به اسکار را پیدا کرد و در واقع اولین فیلم از کردستان و همچنین اولین فیلم کشور عراق بود که در این رویداد مهم هنری جهان حضور می‏‎یافت.
البته همزمان با حضور فیلم من در جشنواره اسکار، به عنوان فیلم یک کارگردان ایرانی که از طرف عراق به جشنواره راه یافته بود، دو فیلم دیگر از فیلمسازان ایرانی نیز در جشنواره شرکت داشتند.
رستمی در ارتباط با فیلم «چشم» اولین فیلم از سه گانههای چشم، گوش و زبان گفت: فیلم«چشم» با مضمونی اجتماعی به زندگی جمعی مردم کرد با تصاویری مبتنی بر نوعی دیگر از زندگی کردها پرداخته است و اولین فیلمم به زبان فارسی است و بازیگران حرفه‌ای سینمای ایران مانند: لادن مستوفی، مهدی احمدی، افسانه پاک‌رو و نازنین فراهانی در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند. هدف من از ساخت این فیلم مانند فیلم کوتاهم «دردسر پسر بودن»، نشان دادن زوایای مختلف زندگی مردم کردستان بوده است، البته در فیلم‌های من، سیاهی و ناامیدی وجود ندارد، البته کردها در خاورمیانه زندگی می‌کنند و به قول معروف با این وضعیت چه می‎توان کرد؟
از وی در مورد سینمای کردی پرسیدیم و خواستیم از معضلات و مشکلات مرتبط با این نوع نگاه در کردستان برایمان بگوید. رستمی اظهار داشت: سینما یک صنعت است و در این زمینه در کردستان تعداد افرادی که تحصیلات مرتبط با این هنر را داشته باشند کم هستند، و کسی هم نیست که به نام یک فرد کُرد یا دستگاه متولی در کردستان، برای این صنعت مهم سرمایه‌گذاری کند و با پیروی از اصول این صنعت، به صورت حرفه‌ای به کار سینما بپردازد. در مجموع سرمایه‌گذاری در صنعت سینما، به نوعی با مشکل روبروست. منطقه ما در حوزه فعالیت‎های سینمایی با مشکل روبروست، ما در بخش‌هایی از این حوزه از جمله فیلمبرداری، صدابرداری و تدوین‌گری با کمبود نیروی حرفه‌ای مواجه هستیم، و غیر از حضور تعدادی افراد انگشت شمار، شرایط لازم برای تحقق این مهم، وجود ندارد و امکانات ما در حد پایینی است.
رستمی اضافه کرد: باید شرایط و امکانات لازم مهیا باشد و نیز افرادی متخصص و حرفه‌ای به صنعت سینما بپردازند، تا بتوان در قالب سینمایی که به آن اشاره کردید، فیلم ساخت. تحقق این دو اصل، موجبات ساختن فیلمی برای نمایش در میان مردم و حضور در جشنواره‌هایی مانند «اسکار»، «کن» و دیگر فستیوال‌ها را فراهم ساخت، پس ما در مورد حرفه‌ای بودن سینما در کردستان با مشکل مواجه هستیم، اما کسانی بوده و هستند که با ساخت فیلم‌هایی «با محتوا» و یا به عبارتی، فیلمهای دارای «ایده‌های جذاب» حرفه‌ای و به تصاویر کشیدن جنبه‌های مختلف زندگی مردم کردستان، استفاده از بازیگران آماتور و مهمتر از آن ساختن فیلم به زبان کردی، حضوری موفق در میان مخاطبان و جشنواره‌های سینمایی داشته‌اند، من با این نوع نگاه موافق هستم اما تا سرمایه‌گذاری‌های لازم صورت نگیرد و افراد متخصص آستینها را بالا نزنند و شرایط مطلوب فراهم نگردد، پرداختن به این مهم در کردستان، به کندی پیش خواهد رفت و مشکلات هم روز به روز افزایش پیدا می‏‎کند.
جمیل رستمی افزود: سینما هنری است جدای از دیگر هنرها، چون در هنرهایی مانند رقص که جنبه بین‎المللی دارد، نقاشی، شعر و امثال آن، بدون وجود ابزارهای پیشرفته صنعتی هم می‏شود به ارائه هنر پرداخت، یعنی برای تولید یک اثر نقاشی به وسایل اولیه‎ اندکی نیاز است و نقش اصلی در تولید این اثر را هنر و توانایی نقاش ایفا می‏کند، اما در سینما، جدای از توانایی و تخصص افراد، بدون امکانات این صنعت، ادامه دادن راه غیر ممکن است. قبول کنید، تا دوربین نباشد، تا وسایل صدابرداری، لابراتور، میکروفون و پرده‎ای در کار نباشد، سینمایی در کار نخواهد بود و اثری سینمایی تولید نخواهد شد.
درباره آرزوهای وی در ارتباط با ساخت فیلمهای مرتبط با زادگاهش پرسیدم که در جواب گفت: یکی از آرزوهایم این است که بتوانم در مورد ادبیات شفاهی و اسطوره‏های کُردها فیلم بسازم.
ادبیات شفاهی و داستانهایی مانند «مه‎‏م و زین»، «خه‎ج و سیامه‎ند» و «سیده‎وان» ارزش تبدیل شدن به فیلم را دارند و ساخت فیلمهایی در مورد شخصیت‎هایی چون: «سنجر خان»، «عطا کل» و دلاور مردانی که در مقابل تجاوز استعمار، در حین داشتن مشکلات خاص زندگی و کمبودهای شخصی، شخصاً به مبارزه برخاستند. تبدیل کردن زندگی این اسطوره‎ها به فیلم آرزوی من است، اما من روزگاری که انرژی داشتم، شرایط این کار برایم فراهم نشد.
از وی پرسیدم جمیل رستمی برای تحقق آرزوهایش چه برنامه‎ای دارد و به چه اندازه به آن عمل می‎کند؟ در جواب اظهار داشت: تاسیس شرکت «سولی فیلم» در این راستا بوده است. علاوه بر این در فکر ایجاد و راه‏اندازی یک پروژه پردیس سینمایی در زادگاهم سنندج هستم. راه‎اندازی مجتمع سینمایی و به کار گرفتن امکانات و تجهیزات پیشرفته در یک واحد منظم، از آرزوهای من است، چرا که منطقه کردستان و به ویژه سنندج با کمبود امکانات فرهنگی و هنری مواجه است، نه سینمایی مناسب، نه سالن تئاتری، نه هتل مناسبی، نه ورزشگاه و تفریحگاهی پیشرفته دارد، این مردم، شایسته بهترین خدمات هستند و می‎توانیم با فعالیت و سرمایه‎گذاری خودمان، به ارتقاء فعالیتهای مذکور بیاندیشیم این طرح را طرحی ملی می‎دانم. مقدمات و مطالعات آن انجام شده است. از همه شهروندان، بخصوص علاقه‎مندان به هنر سینما انتظار همکاری دارم و یادآوری این نکته را هم لازم می‎دانم که در این طرح هیچ آورده‏ دولتی وجود ندارد. طرح را پیشنهاد داده‎ام و پیگیر اجرای آن هستم.
وی با اشاره به اینکه شرایط کار در تولیدات سینمایی هزینه‎بر و سنگین است گفت: هنرمندان در شرایط سخت با هزار آرزو و امید و عشق به هنر و وطنشان فعالیت می‏‎کنند، اما همیشه با عدم حمایت‏ها روبرو می‏شوند و کمتر از آنها پشتیبانی می‎شود، امیداورم هنرمندان کشور به ویژه هنرمندان کردستان در همه حوزه‎ها از حمایت‏های مادی و معنوی مردم و مسئولین برخوردار شوند. هنرمندان عرصه سینما هم نباید دو مقوله‏ای را که پیشتر ذکر کردم فراموش کنند تا بتوانند با آمادگی و به صورت حرفه‎ای به فعالیت در این زمینه بپردازند، کف زدن‎ها نباید هنرمند را از تولیداتش راضی کند و او باید به آینده بیشتر بیاندیشد.
رستمی افزود: کردستان در برخی حوزه‎های فرهنگ و هنر با کمبود مواجه است، و به ویژه در حوزه سینما، مخاطب سینما بسیار کاهش پیدا کرده است و علت اصلی آن نبود سینماست، بخشی هم به فرهنگسازی در بین مردم برمی‏گردد که امیدوارم در آینده جهت رفع این مشکل و برطرف ساختن موانع موجود بر سر راه فیلمسازی در کردستان هم از طرف مسئولان، برای ساخت سینماهای پیشرفته و هم از طرف مردم برای حضور برنامه‎ریزی شده در سالن‎های سینما گامهای ارزنده‎ای برداشته شود. به این نکته نیز اشاره کنم که در آینده برگزاری فستیوال فیلمهای کوهستانی در کردستان را جزو برنامه‎های خود دارم که می‌تواند در توسعه آنچه ذکر شد به ویژه رشد و شکوفایی بیشتر صنعت سینما در کردستان موثر باشد.
در پایان ایرانی پایدار، کردستانی سربلند و آباد در کنار توسعه هنرهای ماندگار و کُهن و رشد هنر سینما را آرزومندم.
یحیی صمدی/ اسفندماه